گذرگاه زنگزور چه تاثیری بر موقعیت ژئواکونومیک ایران دارد؟

کریدور زنگزور به دنبال اتصال ترکیه به قفقاز و آسیای مرکزی و در تصویر بزرگ‌تر، اتصال اروپا و چین است که ضرورتاً سرنوشت آن با کریدور شمال - جنوب پیوند نخورده؛ اما موفقیت آن در گرو روابط حسنه ایران و جمهوری آذربایجان است.

مرکز پژوهش‌های اتاق ایران با انتشار گزارش «گذرگاه زنگزور: پیامدهای آن بر موقعیت ژئواکونومیک ایران» به بررسی پیشینه تاریخی ایجاد این گذرگاه در سایه جنگ‌های ارمنستان و آذربایجان، نگاه تحلیلگران داخلی و خارجی در ایران به این گذرگاه و ژئوپلیتیک و ژئواکونومی آن با توجه به حجم مبادلات کشورهای پیرامونی می‌پردازد.

در بخشی از این گزارش آمده است: پس از پیروزی جمهوری آذربایجان در جنگ ۴۴ روزه، براساس بند 6 بیانیه توافق سه‌جانبه آتش‌بس میان باکو، ایروان و مسکو، «کریدور لاچین» با عرض 5 کیلومتر، تحت کنترل «نیروهای حافظ صلح روسی»، از طریق منطقه لاچین آذربایجان، جمهوری ارمنستان را به صلح‌بانان روسیه و بخش‌های ارمنی‌نشین قره‌باغ وصل می‌کرد. در بند 9 بیانیه بر رفع انسداد از تمامی «اتصالات حمل‌ونقل» در منطقه تأکید شده است. ارمنستان متعهد به ایجاد دسترسی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان از طریق استان سیونی، موسوم به گذرگاه زنگزور شده است و مسئولیت محافظت از این مسیر ارتباطی بر عهده «مرزبانان روسیه» گذاشته شده است.

ایران که از آغاز جنگ، ضمن تأکید بر توقف درگیری‌ها و حل‌وفصل اختلافات از حق جمهوری آذربایجان برای اعاده حاکمیتش بر تمام قلمرو خود حمایت کرده بود، در بالاترین سطوح بر عدم تغییر در مرزهای بین‌المللی کنونی تأکید دارد. از نظر ایران مسیر ترانزیتی آستارا، پیله سوار و جلفا به پایانه مرزی پلدشت، همچون گذشته دسترسی باکو به نخجوان را فراهم می‌کند.

جایگاه ژئواکونومیک کریدور زنگزور مستلزم سنجش جایگاه آن در میان کریدورهای منطقه اوراسیا است. راه‌آهن باکو-تفلیس-قارص، کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال-جنوب و کریدور گرجستان مهم‌ترین کریدورهای اوراسیایی در منطقه قفقاز محسوب می‌شوند. در حال حاضر راه‌آهن ۸۲۶ کیلومتری باکو-تفلیس-قارص مهم‌ترین مسیر اتصال قفقاز به اروپا است که ایجاد کریدور زنگزور، با دور زدن گرجستان طول آن را ۳۴۰ کیلومتر کوتاه‌تر می‌کند.

با این حال، در تصویر کلان‌تر، یکی از اهداف کریدور زنگزور پیوند زدن دو اقتصاد بزرگ دو سوی اوراسیا به یکدیگر یعنی چین و اروپا بیان‌شده است. درحالی‌که ۹۰ درصد از تجارت چین و اروپا از طریق دریا انجام می‌شود، کریدور زنگزور درنهایت می‌تواند تنها کسر کوچکی از 10 درصد باقیمانده را به خود اختصاص دهد.

اتصال آسیای مرکزی به اروپا یکی دیگر از فرضیه‌هایی است که در مورد کریدور زنگزور بیان می‌شود. عمده صادرات آسیای مرکزی به اروپا را مواد خام و به‌ویژه سوخت‌های فسیلی تشکیل می‌دهد که عمدتاً از طریق دریا جابه‌جا می‌شود و درنتیجه این کریدور نمی‌تواند حجم عظیمی از مواد خام را از آسیای مرکزی به اروپا انتقال دهد.

با توجه به اینکه ترکیه واردکننده اصلی گاز ایران محسوب می‌شود، علیرغم مشارکت فعال این کشور در ایجاد کریدور زنگزور، این فرضیه که احداث گذرگاه زنگزور با تغییر ژئواکونومی انرژی در منطقه، بازار ایران در این کشور را به مخاطره می‌اندازد با چالش عمده مواجه می‌شود.

ترکیه اساساً گزینه‌های متنوعی برای واردات گاز طبیعی دارد و واردات گاز طبیعی به‌صورت ال‌ان‌جی از کشورهای قطر، ایالات‌متحده و الجزایر در دستور کار قرار داشته و برنامه‌هایی برای گسترش آن، به‌ویژه از ایالات‌متحده وجود دارد.

از سوی دیگر قرارداد فعلی صادرات ایران به ترکیه در سال 2026 به پایان می‌رسد و مذاکرات برای تمدید آن به‌جایی نرسیده است. از سمت آذربایجان هم بدون زنگزور، از سه مسیر دیگر به بازار ترکیه دسترسی دارد. بنابراین، گذرگاه زنگزور گشایش جدیدی برای ترکیه در حوزهٔ صادرات گاز فراهم نکرده و مسئلهٔ جدیدی نیز برای ایران ایجاد نمی‌کند.

آذربایجان برای توسعهٔ زیرساخت‌های انرژی خود نیازمند جذب سرمایه از خود اروپا است و اروپا، تمایل اندکی به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های صنایع تولید انرژی فسیلی دارد که با سیاست‌گذاری کلان کشورهای اتحادیه برای حرکت به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر همخوانی ندارد.

زنگزور و گذرگاه شمال جنوب تعارض یا توافقی با یکدیگر ندارند، چراکه گذرگاه شمال-جنوب یک مسیر ترانزیتی شمالی-جنوبی معطوف به اتصال هند به روسیه است، درحالی‌که زنگزور یک گذرگاه شرقی-غربی با هدف اتصال ترکیه به قفقاز و سپس آسیای مرکزی و در یک تصویر بزرگ‌تر، اروپا به چین از طریق ادغام در مسیر میانی کمربند و راه است. همچنین، باید توجه شود که هرچند ضرورتاً سرنوشت این دو گذرگاه به یکدیگر پیوند نخورده است، موفقیت دومی در گرو روابط حسنهٔ ایران و آذربایجان است.

هرچند برخی تحلیل‌گران در ایران و خارج از ایران، زنگزور را یک گذرگاه ناتویی برای دسترسی به مرزهای شمالی ایران، جنوبی روسیه و غربی چین می‌دانند، حداقل رفتار روسیه به‌عنوان بازیگری که بیشترین دغدغه را نسبت به ناتو دارد، تصور تهدید را به نمایش نمی‌گذارد.

متن کامل گزارش «گذرگاه زنگزور: پیامدهای آن بر موقعیت ژئواکونومیک ایران» را ازاینجا بخوانید.